دفتر خاطراتمو هر شب ورق مي زنم ![]()
اسم تو ، تو هر صفحشه مي خونمو مي شكنم ![]()
خالكوبي كردم اسمت رو ، روي تمام بدنم ![]()
تا باورت شه اونيكه ، هر لحظه يادته منم ![]()
هر كي مي پرسه حالمو ، ميگم همه چيز عاليه ![]()
هيچكي نمي دونه چقدر جاي تو اينجا خاليه
حالا مي فهمم خالي
يعني چه حس و حالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني ....
فكر مي كنم نبودنت عادي ميشه
فردا برام ، فردا مياد
باز مي بينم هيچي بجز تو نمي خوام
با هيچكي حرف نمي زنم
هيچ جايي خنده دار نيست
بعد هر زمستوني معلومه كه بهار نيست
هر كي مي پرسه حالمو ، ميگم همه چيز عاليه
هيچكي نمي دونه چقدر جاي تو اينجا خاليه
حالا مي فهمم خالي
يعني چه حس و حالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
خالي يعني بي تو
بي تو يعني خالي
دفتر خاطراتمو هر شب ورق مي زنم
اسم تو ، تو هر صفحشه مي خونمو مي شكنم
پیشاپیش روز والینتاین را به همه عاشقان در سراسر جهان تبریک می گویم. ![]()

دلايل توجه به لباس و مد
اگر نوجوان به سر و وضعش بيش از حد توجه نشان ميدهد و به پوشيدن لباسهاي عجيب و غريب علاقه زيادي دارد، بايد گفت دلايل گوناگوني ميتواند عامل چنين رفتاري باشد. گاهي اينگونه رفتارها از حالت «خودشيفتگي» نوجوان نشات ميگيرد كه در اين سن بشدت ظاهر ميشود.
وابستگي به گروه همسالان نيز از جمله عواملي است كه باعث پيروي نوجوان از مد و توجه او به ظاهرش ميشود، زيرا وسيلهاي است براي هماهنگي با همسالان و مورد قبول آنان قرار گرفتن. متأسفانه پيروي از مد و پوشيدن لباسهاي ناهمگون، مي تواند نوعي واكنش ستيزهجويانه نوجوانان نسبت به مسائل و موضوعاتي باشد كه در جامعه ميگذرد و آنها با اين مسائل مخالفند و به اين ترتيب، ناخشنودي خود را ابراز ميدارند.
پيروي از مد گاهي هم وسيلهاي براي اعلام جنگ به بزرگترها و احتمالا دهنكجي به اجتماع است، نوجوان ميخواهد ناسازگاري خود را با محيط به نوعي ابراز كند، چون راهي نمييابد، ناچار به پيروي از مد كه يكي از اين وسيلههاست، متوسل ميشود. برخي نوجوانان نيز به دليل مورد توجه قرار گرفتن به طرف مد ميروند.
اهميت دادن به مدل لباس و پوشاك ويژگي مهم دوره نوجواني است. يكي از دلايل اين اهميت، آن است كه از اين طريق نوجوانان تجربه ميكنند چه كسي هستند و ميخواهند كه ديده شوند. البته پوشاك و مدل لباس براي هر فردي نوعي علامت هويتي تلقي ميشود.
با وجود اين، از آنجا كه نوجوانان در دوره رشد و تحول هستند، در درجه اول طرز لباس پوشيدن آنها نشاندهنده تصور آنان از خودشان است لذا نوع پوشاك و لباس اهميت بيشتري براي آنها پيدا ميكند. علاوه بر اين، نوجوانان ميآموزند طرز لباس پوشيدن نقش مهمي در روابط اجتماعي و اينكه از سوي ديگران چگونه مورد ارزيابي قرار ميگيرند، ايفا ميكند.
از اين رو، طرز و مدل لباس هم براي همسالان و هم بزرگسالان نشانه مهمي ميشود. شواهد نشان ميدهد لباسهاي مُد در دبيرستان، نشان از پايگاه و شأن بالاي اجتماعي ميدهد و برعكس لباسهايي كه كمتر مُد هستند، داراي پايگاه و شأن پايين اجتماعي است.
چه لباسي بپوشم؟
اين هم يكي از سوالاتي است كه نوجوانان دائما از والدينشان ميكنند. چندين دست لباس دارند، ولي موقع انتخاب لباس متحيرند كه چه لباسي بپوشند. نوجوان از هيچ لباسي براي مدتي طولاني راضي نيست و فكر ميكند اگر هر روز لباس جديدي برايش بخرند، وضعش از آنچه هست، بهتر ميشود.
مرتبا با سر و وضعش ور ميرود، اين لباس را نپوشيده، آن يكي را امتحان ميكند. هنوز از پيراهني استفاده نكرده، به بهانه قشنگ نبودن، آن را به كناري مياندازد، يا به دوست تازهاش ميبخشد. نوجواني كه هنوز اندامش كاملاً شكل نگرفته، پاهايش باريك است، گردنش لاغر است و يكدفعه قد كشيده، از هر لباسي بيزار است؛ براي اين كه هيچ لباسي به اين اندام تازه شكوفا شده نميآيد پس او حق دارد كلافه باشد.
او همه تقصيرها را به گردن طرح و مدل لباس مياندازد، در حالي كه مشكل از جاي ديگري آب ميخورد.البته اين واكنشها غالبا به دو گروه از نوجوانان تعلق دارد؛ گروه اول، آنهايي هستند كه ميخواهند مورد توجه قرار گيرند و هركجا ظاهر ميشوند، صحبت از آنان باشد.
اينها در واقع اعتماد به نفس كمتري دارند و اضطراب، از ويژگيهاي بارز آنهاست. درست به همين دليل در اكثر انتخابهاي خود، و منجمله لباس، مردد و سردرگماند. گروه دوم هم كه تفاوتهاي رفتاري زيادي با گروه اول ندارند، گرفتار رفاه فراوان هستند و آنچه را كه اراده ميكنند، والدين بلافاصله برايشان فراهم ميكنند. تنها واكنش اصولي والدين، اين است كه با برقراري رابطهاي عاطفي و مهرانگيز، آنها را به تعادل برسانند.
عدهاي ديگر اصلا به سر و وضع خود اهميت نميدهند، هر چه دم دستشان ميآيد ميپوشند و دنبال مد و اين جور چيزها نيستند و به هر چه برسند قانعاند، آنها از بس كه از ريخت و قيافه خويش بيزارند، هيچ فكر نميكنند با پوشيدن لباس يا تغيير آن بهتر شوند، بنابراين همه چيز را رها ميكنند.
آنچه مسلم است، بيشتر اين واكنشها طبيعي و اقتضاي سن آنهاست. والدين وقتي به طبيعي بودن اينگونه عكسالعملها واقف شوند، صبوري لازم را براي تغييرات خواهند داشت و در مقابل چنين رفتارهايي، برخوردهاي از پيش تعيينشده خواهند داشت.
خطر تهاجم غرب
غربيها براي نفوذ در ميان ما شگردهاي خاصي دارند كه انتقال مد هم يكي از اين حيلههاست. متأسفانه نوجوانان به علت نداشتن اعتماد به نفس كافي، خود را باور ندارند و ناخودآگاه فكر ميكنند اگر از مد پيروي كنند، شايستگي بيشتري خواهند داشت.
خطر الگوها در خانه
شما ميدانيد كه فرزند، الگوي اوليه را از والدين ميگيرد. وقتي فلان خانم يا آقا تحت تأثير مد، هر هفته لباسهاي خود را به رنگي در ميآورد و دهها تقليد كوركورانه از فرهنگ غرب ميكند، نميتواند فرزندان خود را نسبت به پيروي از مد باز دارد.
خطر از خودبيگانگي فرهنگي
خطرناكترين نوع از خودبيگانگي، از خود بيگانگي فرهنگي است، زيرا اصولا ظهور فرهنگ كشوري بيگانه در جامعه و رواج و توسعه آن، باعث از خودبيگانگي فرهنگي ميشود. هنگامي كه فرد، تمام خصايص و سنتهاي مفيد فرهنگي كشورش را بدون توجه و شناخت نديده بگيرد و سمبلها و آداب و رسوم كشورهاي بيگانه را به علت مترقي بودن بپذيرد و آن را توجيه كند، به از خود بيگانگي فرهنگي مبتلا شده است.
تداوم چنين كاري باعث سوءتربيت افراد و در نتيجه، افزايش مشكلات و نابسامانيهاي داخلي و خارجي جامعه ميشود. پيروي از مد، لباس و آرايش برايش اهميت خاص دارد؛ ميخواهد از ديگران ياد بگيرد و تقليد كند. گاهي در اين راه زيادهروي ميكند و اغلب شرايط فرهنگي، اجتماعي، سنتي و بودجه خانواده را در نظر نميگيرد.
توجه به ظاهر، باعث ميشود از يكديگر لباس قرض بگيرند كه اين رفتار بيشتر در ميان دختران ديده ميشود. سعي كنيد با فرزندتان صحبت كنيد و شرايط زندگي خود را با او در ميان بگذاريد و به جاي سرزنش، تلاش كنيد هويت او را كه يك ايراني است به وي تفهيم كنيد تا باور او نسبت به خود و كشورش بيشتر شود. مشكل ما اين است كه خودمان و فرهنگمان را دست كم ميگيريم.
توصيههايي در مورد مساله مد
لباس، آراستگي ظاهر و همرنگ شدن با همسالان از جمله عواملي است كه مانع به وجود آمدن احساس عدم تناسب با جامعه در نوجوان ميشود. براي برخورد با مساله مدپرستي در نوجوانان نكاتي ذكر ميشود، كه عبارتند از:
1- براي در پيش گرفتن رفتار منطقي و درست در اين مورد، قبل از هر چيز بايد سعي كنيد درباره مد يا نوآوري لباس نوجوانان اطلاعاتي بدست آوريد. منظور اين نيست كه بايد حتماً از مد پيروي كنيد، بلكه هدف اين است كه با به دست آوردن اين آگاهي، به ياد روزگار جواني و ميزان توقع خود از والدينتان بيفتيد و در رفتار خود با فرزندتان صبر بيشتري به خرج دهيد.
2- اصرار نداشته باشيد هر چه را شما ميپسنديد، او هم بپسندد. او را در انتخاب لباس آزاد بگذاريد و راهنمايياش كنيد. گاهي ممكن است در انتخاب اشتباه كند و در اشتباه خود اصرار هم داشته باشد؛ ولي تجربهاي كه از آن اشتباه به دست ميآورد، تأثيرش بيشتر از نصيحتهاي شما در اين زمينه است.
3- با در نظر گرفتن بودجه خانواده رفته رفته مقدار پولي را كه براي لباسش در نظر گرفتهايد، در اختيارش بگذاريد. به او اجازه دهيد براي انتخاب لباس، نظر خود را بدهد، هر چند ممكن است در انتخابهاي اوليهاش دچار اشتباه شود، اما بتدريج ميآموزد كه بايد با در نظر گرفتن همه جوانب اجتماعي، خانوادگي و مانند آنها براي خود لباس تهيه كند.
4- اگر سليقه او مورد پسند شما نيست او را مسخره نكنيد يا مستقيماً او را به باد انتقاد نگيريد. اينگونه رفتارها و روشهاي تند و مستقيم باعث ميشود كه حالت تدافعي به خود بگيرد.
5- در دوران دبيرستان دختران علاقه زيادي به آرايش دارند. در اين سن به علت اختلالاتي كه در ترشح غدد داخلي ايجاد ميشود، اغلب دچار كك و مك يا آكنه ميشوند و سعي دارند اين عيب را با آرايش صورت بپوشانند. قبل از هر چيز سعي كنيد مشكل پوستي فرزندتان را از بين ببريد. در اين مورد خيلي صميمانه و غيرمستقيم او را راهنمايي كنيد. روش درست را به او بياموزيد و به او بفهمانيد كه سادگي يك دختر نوجوان را زيباتر نشان ميدهد.
6- بهتر است در اين دوره بحراني با او درنيفتيد و نظرتان را با اجبار به او تحميل نكنيد. بيشتر اعمال او به اين دليل است كه ميخواهد مورد توجه و تأييد ديگران قرار گيرد و كانون توجه باشد. بنابراين آرامش خود را حفظ كنيد، چون به او كمك ميكند دردها و مشكلاتش را آسانتر حل كند.
منبع : جام جم آنلاين



پخش برنامه "نوید آزادی" با رضا فاضلی از تلویزیون کانال یک آغاز شد.این برنامه از دوشنبه تا آدینه هر روز ساعت 7:00 صبح بوقت غرب آمریکا برابر با 6:30 بعد از ظهر بوقت ایران به مدت 60 دقیقه از تلویزیون کانال یک پخش می شود.برنامه "نوید آزادی" در گذشته از تلویزیون پارس پخش میشد.
![]() |
اين خانواده است كه بايد با آگاهي و مهارت لازم در زمينه محدوديتها و توانمنديهاي فرد معلول، گامهاي اساسي براي كاهش مشكلات وي بردارد.
با كمال تاسف بايد گفت دو ديدگاه غلط در گذشته در خانوادههاي افراد معلول موجب افزايش معضلات اجتماعي معلولان شده است.
ديدگاه اول كه لازم است در آن بيشتر تأمل شود انكار وجود فرد معلول در خانواده است.
برخي از خانوادهها كه با مشكل معلوليت فرزند خود روبهرو ميشوند بيآنكه آينده وي را درنظر بگيرند از بيم آنكه مبادا اطرافيان به اين فرد طوري بنگرند كه مايه سرافكندگي خانواده شود سعي ميكنند وجود چنين كودكي را در خانواده انكار كنند، يا به عبارت ديگر او را از ديد سايرين پنهان كنند.
به نظر ميرسد اين نگرش نهتنها مشكلي از آن فرد معلول و خانوادهاش كم نميكند، بلكه در آينده موجب ايجاد مشكلات عديدهاي مانند انزواطلبي فرد معلول ميشود.
اگر اين ديدگاه جاي خود را به پذيرش واقعيت و نگاه به توانمنديهاي فرد معلول دهد ميتوان با ايجاد فرصت و امكانات براي وي از او به جاي يك فرد منزوي و نيازمند، يك انسان توانمند و موفق ساخت.
البته نبايد انكار كرد كه نقش اساسي در اين راستا برعهده خود فرد معلول است زيرا يك معلول بايد با پذيرش محدوديتها و با باور توانمنديهاي خود و بروز آنها با اين ديدگاه مبارزه كند تا بتواند به جايگاه واقعي خود در زندگي برسد.
ديدگاه ديگري كه جا دارد به آن پرداخته شود «نگاه ترحمآميز» در برخورد با فرد معلول است كه متاسفانه هم در خانواده و هم در جامعه موجب ايجاد مشكلات بيشمار روحي و اجتماعي براي فرد معلول ميشود.
البته شايد در نظر طرف مقابل اين رفتار خيرخواهانه و متين باشد، اما نبايد اين موضوع را ناديده گرفت كه فرد معلول هرقدر هم ناتوان باشد اما مانند يك انسان سالم داراي شأن و كرامت انساني است كه بايد حفظ شود. در اينجا لازم است براي روشنتر شدن موضوع به چند مورد از اين برخوردها اشاره شود: مثلا خانواده از بيم اينكه فرد معلول با توجه به وضعيتي كه دارد نميتواند به تنهايي براي پيگيري امورات خود از خانه بيرون آيد او را از اين كار باز ميدارند و سعي ميكنند.
خود اين وظايف را برعهده گيرند يا در انجام وظايف شخصي وي دخالت بيمورد ميكنند. شايد انگيزه خانواده از اين نوع برخورد با فرد معلول از روي حس كمك و دلسوزي باشد اما باعث ميشود فرد معلول نتواند از توانمندي خود براي رفع مشكلاتش بهره گيرد كه اين خود موجب بروز حس بيهودگي و ناتواني بيشتر در فرد معلول ميشود.
همچنين برخي از مردم در برخورد با يك معلول بيآنكه به توانمندي وي بنگرند وي را فردي ناتوان و بيچاره ميبينند و از روي ترحم و دلسوزي فكر ميكنند با دادن مقداري پول ميتوانند كمكي به او كنند يا سعي دارند با به زبان آوردن بعضي جملات ترحمآميز نسبت به فرد معلول ابراز همدردي كنند در حالي كه اينگونه برخوردها نهتنها مشكلي از فرد معلول كم نميكند بلكه موجب بروز تنشهاي روحي فراوان براي فرد معلول ميشود كه وي بايد علاوه بر تحمل مشكلات جسمي خود اينگونه برخوردها را هم تحمل كند. عوامل مختلفي كه در ايجاد چنين نگرشهايي نسبت به اينگونه افراد موثر است در اينجا به آنها اشاره ميشود:
يكي از اين عوامل را بايد عدم آشنايي جامعه نسبت به توانمنديهاي افراد داراي معلوليت دانست. عامل دوم را بايد پخش برخي فيلمها و سريالهاي تلويزيوني دانست كه در آنها يا فرد معلول را به عنوان يك انسان ناتوان و بيچاره نشان ميدهند يا از شخصيت معلول به عنوان يك سوژه طنزآميز و خندهآور بهره ميگيرند و عامل سوم را بايد حركات و رفتارهاي غيرمنطقي و غيرمسئولانه برخي معلولان ناآگاه دانست كه بيآنكه به توانمنديهاي خود توجه كنند براي آنكه بتوانند كمك ناچيزي از ديگران دريافت كنند به كارهاي غيرمعقول مانند تكديگري ميپردازند كه اين خود عامل اصلي ايجاد نگرشهاي غلط نسبت به افراد معلول است.
براي تفسير اين نگرشها بايد از راهكارهايي بهره گرفت مانند نشان دادن توانمنديهاي افراد معلول به جامعه با معرفي معلولان موفق به جامعه از سوي صدا و سيما و بالا بردن سطح آگاهي خانوادههاي داراي فرزند معلول نسبت به چگونگي رفتار با اين فرزند.
آموزش افراد معلول نسبت به چگونگي برخورد با معلوليت و ايجاد حس خودباوري و اعتماد به نفس در فرد معلول هم جهت ابراز وجود موثر است.
در جستوجوي جايي براي توانمند شدن
هرچند كه جمعيت ثابت دريافتكننده خدمات كميته امداد شامل سالمندان نيازمند و معلولان ميشود اما به نظر ميرسد كه ارگان اختصاصياي با بودجهاي مشخص براي كارآفريني و حمايت از بازگشت معلولان به جامعه وجود ندارد.اين در شرايطي است كه به گفته حسين انواري سرپرست كميته امداد، سالانه حدود 9 ميليون نفر از 3 دهك پايين جامعه به اين نهاد حمايتي مراجعه ميكنند. از سوي ديگر سالانه 93 هزار نفر از چرخه حمايت كميته امداد خارج ميشوند. انواري با بيان اينكه سالانه حدود يكصد هزار نفر از حوزه خدمات خودكفايي خارج ميشوند، در مورد وامهاي پرداختي به مددجويان و تاخير پيش آمده در واگذاري وامهاي بانكي به آنها، ميگويد: وجوهات وامهاي واگذار شده، از 2 طريق صندوق وام كميته امداد و تسهيلات بانكي تامين ميشود.
مسئولان كميته امداد همچنين بيان ميكنند كه نوسانات اقتصادي همواره ضرايب سرويسدهي را تغيير ميدهد.در سالجاري 200 ميليارد تومان به صندوق وام و اشتغال كميته امداد اختصاص يافت.
در سال گذشته نيز حدود 403 ميليارد تومان از بانكهاي عامل، وام اشتغالزايي دريافت شد كه امسال اين رقم به 10 تا 12 درصد رقم سال گذشته ميرسد.بيترديد ايجاد فرصت اشتغال و درآمدزايي براي افراد كمتوان در راستاي جلوگيري از حضور افرادي كه به عنوان معلول در اجتماع از جايگاه مناسبي برخوردار نيستند و در برخي موارد درچار سرخوردگي نيز ميشوند، يكي از راهكارهايي است كه ميتواند به توانمند شدن جامعه معلولان كمتوان يا ناتوان ما كمك كند